مرتضى مطهرى

46

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مبحث نواهى « نهى » يعنى بازداشتن ، نقطه مقابل امر است . مثلًا اگر به فارسى بگوييم « شراب ننوش » و يا به عربى بگوييم « لا تشرب الخمر » نهى است . در باب نهى هم اين پرسش پيش مىآيد كه آيا نهى دلالت بر حرمت مىكند يا بر كراهت ، و يا بر هيچ كدام دلالت نمىكند بلكه دلالت بر اعم از حرمت و كراهت مىكند ، يعنى فقط دلالت مىكند بر اينكه شىء مورد نظر ناپسند است اما اينكه اين ناپسندى در حد حرمت است كه مرتكب آن مستحق عقوبت است يا در حد كراهت است و مرتكب آن مستحق ملامت است نه عقوبت ، مورد دلالت نهى نيست . و همچنين آيا نهى دلالت مىكند بر ابديت ، يعنى بر اينكه هيچ گاه نبايد آن كار را مرتكب شد ، يا صرفاً دلالت مىكند بر لزوم ولو در يك مدت موقت . اينها پرسشهايى است كه علم اصول به آنها پاسخ مىدهد . مبحث عام و خاص ما در قوانين مدنى و جزائى بشرى مىبينيم كه يك قانون را به صورت كلى و عام ذكر مىكنند كه شامل همه افراد موضوع قانون مىشود . بعد در جاى ديگر درباره گروهى از افراد همان موضوع حكمى ذكر مىكنند كه بر خلاف آن قانون كلى و عام است . در اينجا چه بايد كرد ؟ آيا اين دو ماده قانون را بايد متعارض يكديگر تلقى كنيم و يا چون يكى از اين دو ماده قانون نسبت به ديگرى عام است و ديگرى خاص است بايد آن خاص را به منزله يك استثناء براى آن عام تلقى كنيم و اينها را متعارض بدانيم ؟ . مثلًا در قرآن مجيد وارد شده است كه : وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِانْفُسِهِنَّ ثَلثَةَ قُروءٍ « 1 » . زنان مطلّقه لازم است بعد از طلاق تا سه عادت ماهانه صبر كنند و شوهر نكنند ( عدّه نگه دارند ) . پس از آن آزادند در اختيار شوهر .

--> ( 1 ) بقره / 228